تبلیغات
پایاپاد - پزشکی از دیار پارس
 

پزشکی از دیار پارس

نویسنده: ✌*احمد رضـــــا*✌ 1394/06/2  ساعت 11:01 :: سایر مطالب،  :: نظرات
دیروز ، 1 شهریور ماه ، مصادف با زادروز پدر علم طب پارسی ، ابن سینا بود . برای همین ، زندگی نامه این الگو و پزشک نمونه را بصورت خلاصه و چکیده ، برای شما آماده کردیم .
ابن سینا | روز پزشک | پیام تبریک روز پزشک | زادروز ابن سینا | روز طبیب

برای مطالعه زندگی نامه کسی که در پنج سالگی ، استاد بود ، به ادامه مطلب بروید .

پس از گذشت سیصد سال از حکومت بیگانیگان ، بر ایران زمین ، و در اوایل حکومت ساسانیان بر ایران ، بر دنیا چشم گشود . اما او با بقیه فرق داشت !
در پنج سالگی ، در نزد پدرش که دست کمی از خودش نداشت ، شروع به فراگیری علم کرد و پس از گذشت زمان کوتاهی ، به استادی در زمینه های ریاضی ، حساب ، روخوانی قران و تسلط بر زمان عربی ، تبدیل شد .
در سن ده سالگی ، تبدیل به حافظ کل قرآن شد و تسلط کاملی بر زبان فارسی پیدا کرد . بطوری که باعث حسادت هم سن و سالانش می شد .
کسب علوم مختلف ، از علاقه او به طبیعت و رها شدن در دشت و صحرا و کنج کاوی در عالم خلقت ، نکاست و او در اوقات فراغت ، به صحرا می رفت و به کسب تجربه می پرداخت و این باعث جذب شدن او به سمت گیاهان دارویی شد .
ابوعلی سینا که علم خود را قبل از دوازده سالگی فرا گرفته بود ، برای کامل کردن آموخته های خود ، به سفارش پدرش ، مدتی ، به عنوان شاگرد فردی به نام عبدالله ناتلی ، زندگی کرد . هوش سرشار او به قدری زیاد بود که گاهی در مطالبی که آموخته بود ، وجوه تازه می یافت و همواره اساتید خود را انگشت به دهان می کرد .
او علم طب و پزشکی را از طریق کتاب هایی که در گوشه کنار ها میافت و اساتید مختلف ، آموخت و این ، شروعی برای طلوع این دانشمند برجسته بود .
البته او ، با هوش سرشارش ، گاهی قادر به درک مطالب بعضی کتب نبود .
هنگامی که او ، کتاب مابعد طبیعه ارسطو ، را برای بار بیستم خواند ولی چیزی از آن سر در نیاورد ، به بازار رفت و از قضا ، کتابی کهنه را از دستفروش خرید . شاید ابونصر فارابی ، زمانی ، به این موضوع فکر کرده بود که در آینده ، فردی روشن فکر ، به دنبال درک کتاب ارسطو خواهید بود . برای همین کتابی ، با عنوان شرح این کتاب ، از خود بر جای گذاشت . تا ابن سینا بتواند ، دانشی بر علوم خود بیافزاید .
در هجده سالگی ، طبیب امیر شد :
روزی ، سربازان امیر بخارا ، سراسیمه وارد خانه ابن سینا شدند و از او خواستند ، تا برای معالجه امیر ، به کاخ برود . پس از اینکه به بالین امیر رسیدند ، وی پس از معاینه امیر ، سوابق بیماری و نشانه های آن را از طبیب دربار پرسید . ابن سینا ، پس از چندی تحقیق ، علت بیماری امیر را مسمومیت به وسیله ظروف مسینی که امیر در آن غذا می خورد اعلام کرد و از آن ها خواست تا ظرف غذای او را تغییر بدهند .
ابن سینا نیز ، به جای دست مزد و پاداش ، اجازه ورود به کتابخانه سلطنتی ، که تنها شاهزادگان و پادشاه و بزرگان اجازه ی ورود به آن جا داشتند را از او گرفت .
وی ، دوره ای را که در کتابخانه ی دربار ، می گذراند ، را دوران طلایی تکامل خود معرفی کرد و این نشان دهنده ی اشتیاق شدید او به کسب دانش و کتابخوانی بود .
پایاپاد | مقبره ابن سینا
همچنین ، او در این دوران ، مهارت های خود را در زمینه موسیقی و نجوم ، کامل کرد و به یک حکیم تمام عیار تبدیل گردید. 
متاسفانه ، دوران طلایی زندگی او ، طولانی نشد و با آتش سوزیی که سه سال بعد ، در کتابخانه ، اتفاق افتاد ، به اتمام رسید .
و مدتی نیز ، به او تهمت به آتش کشیدن کتابخانه ی سلطنتی را زدند و سعی در بد نام کردن او داشتند . به همین دلیل ، به همین دلیل ، از ورود او به درمانگاه و بیمارستان ، جلوگیری شد . مرگ پدر بوعلی ، در بین همان اتفاقات ناخوشایند ، باعث شد که او ، بخارا را ترک کند و راهی مقصدی ، نامشخص شد .
در همین سفر بود که توانست وارد دربار خارزم شود و در آنجا ، مانند سایر دانشمندان و حکمای زمان خود ، مورد استقبال و احترام واقع شد .
ابو علی ، حدود سیزده سال ، در پایتخت خارزمشاهیان ، گرگانج (نزدیک رود جیحون) ، ماند و در آنجا به تدریس علم طب و مداوای بیماران پرداخت . همچنین ، در طول این مدت ، کتب زیادی را تحریر کرد که کتابی در مورد نبض ، اشاره کرد . البته کتاب های او در زمینه طب محدود نشد و او آثار متعددی در زمینه های نجوم ، منطق ، فلسفه و ... به یادگار گذاشت .
البته ، بوعلی سینا ، در آنجا ماندگار نمی شود ، و به دلیل اختلافاتی که با امیر زمانه داشت ، مجبور به فرار شبانه ، از آنجا شد . البته امیر هم بیکار ننشت و تصاویر زیادی را از او ، در بین فرماندارانش پخش کرد تا او را دستگیر نمایند .
بوعلی ، برای ملاقات مادر خود ، راهی بخارا می شود اما در آنجا ، به دلیل خبردار شدن ماموران ، مجبور به فرار می گردد .
ابن سینا ، سال ها بعد ، راهی ری شد و در آنجا ، پس از مداوای فرزندپادشاه زمان ال بویه ، که به صرع دچار بود ، به ریاست بیمارستان ری در آمد .
طبیب مخصوص امیر :
در زمان شمس الدوله ، وی ، پس از مداوای بیماری قولنج وی ، که توسط سایر اطبا ، تشخیص داده نشده بود ، به عنوان ، طبیب مخصوص امیر ، مشغول به کار شد .
او در سال هایی که در همدان ، به سر می برد ، به نوشتن کتاب قانون (معروف ترین کتاب او در زمینه طب) و چند جلد کتاب دیگر ، پرداخت .
تبعید :
در دورانی که به عنوان وزیر پادشاه ، خدمت می کرد ، با وضع کردن قانونی بر مبنی کم کردن جیره غلامان و سپاهیان ، باعث پدید آمدن شورش گشت و امیر ، برای جلوگیری از شورش ، او را به خانه شخصی به نام شیخ سعید ، تبعید نمود و مقام وی را باطل کرد . البته او ، با استفاده از این فرصت ، دومین کتاب معروف خود ، یعنی شفا را نوشت .
البته ، این تبعید ، دایمی نبود و با بیماری امیر ، باطل گشت و او ، مجددا ، سمت وزارت خود را بازیافت .
ابوریحان بیرونی ، یکی از دانشمندان هم عصر بوعلی بود و در آن زمان ، سوالاتی برای او فرستاد که بوعلی ، پاسخ آن ها را در کتابی نوشت و تحویل داد .
ماجرا های زیادی برای بوعلی ، تا زمان مرگش رویداد که در اینجا ، نیازی به بازگو کردن آن نمی بینم .
ابن سینا | پزشکی | پایاپاد | زندگی نامه ابن سینا | بوعلی سینا
پس از مدتی ، ابن سینا ، بیمار گشت و بیماری او ، پس از نوشتن کتابی دیگر که بیشتر به وصیت نامه وی شبیه است ، شدت گرفت و در هشت آبان 415 ، در شهر همدان ، وفات کرد و مقبره وی هم اکنون ، در همدان ، محل بازدید افراد مختلف می باشد .


 

درباره سایت
مدیر سایت: ✌*احمد رضـــــا*✌ http://daneshmandanfasa.mihanblog.com

وبسـایت پـایـاپـاد ، در مــــهرماه سال 1393 ، با هدف بهبود سطح کیفی متوســــطه اول ، تاسیس شد و هم اکنون ، یکی از معتـــبرترین مراجع ، علمــــی/آموزشــــی ایــران می باشد .

در صورتی که اشکالی در مطالب مشاهده کردید ، از طریق بخش "تماس با ما" ، با ما در میان بگذارید .

گالری تصاویر

برگشت به بالای صفحه